تبليغاتX
من آریاییم

من آریاییم

از هر دری سخنی خواهم گفت


 

 

 

شنبه 9 آبان1388

15 مورد

  • سلام
  • اصلا حالم خوش نيست ، سرما خوردم وحشتناك صدام كه ديگه حرفشو نزن نمي تونم حرف بزنم
  • من با چند تا از دوستاي سوم راهنماييم شاهين شهر سر مجسمه ي فردوسي 8/8/88 ساعت 8 شب قرار داشتيم اما فقط همون دوستم که باهاش هنوزم هستم الهه راسخ اومده بود
  • فكر كن ...
  • اينقدر كار داشتم و حال نداشتم كه وقت نشد بيام يه متن درخور بذارم
  • اين تاريخي كه به تاريخ پيوست و فراموش نشدنيه روز خوبي بود براي نوشتن كه من ...
  • شرمنده ي امام رضا هم شدم ديگه
  • خواهرم چشماشو عمل كرد به همين خاطر خونه تاريكه و اتاق ما تاريكتر و نمي شه كامپيوتر رو روشن كرد ديشبم با كلي دردسر آپ كردم
  • ۱۰/8/ جشن باستاني آبانگان و روز دختر ايرانيه
  • مبارك
  • دارم يه مقاله در مورد پوشش بانوان در عصر سامانيان مي نويسم اگه منبعي سراغ داشتين خبرم كنيد
  • با سپاس فراوان
  • كتاب جاذبه و دافعه ي علي (ع) از استاد مرتضي مطهري رو حتما بخونيد به ويژه 50 صفحه ي ابتداي اون تقسيم بندي زيبايي داره
  •  آرام باشيد
  •  خدا نگهدار

نگاشته شده در لحظه به يادتان 19:49  نگارنده ارمغان  | 


جمعه 8 آبان1388

تکرار نشدنی

الان هیچی نمی تونم بنویسم.

فقط خواستم بیام که بگم :

هشت هشت هشتاد و هشت میلاد امام هشتم اومدم.

۸/۸/۸۸

نگاشته شده در لحظه به يادتان 23:7  نگارنده ارمغان  | 


یکشنبه 3 آبان1388

بچه جان

گوش كن به نبايدها بچه جان

گوش كن به نكن ها بچه جان

گوش كن به خوب نيست ها

به غير ممكن ها ،

به قرار نيست ها

به هرگزها ...

بعد گوشت را نزديكتر بيار تا بگويم :

همه چيز مي تواند اتفاق بيافتد بچه جان

همه چيز ...

 

شل سيلوراستاين

گوش كن بچه ...

نگاشته شده در لحظه به يادتان 13:20  نگارنده ارمغان  | 


چهارشنبه 22 مهر1388

مهرگان بزرگ 21/7/...

مهرگان

مهرگان از جشن‌های ایرانیان باستان است که آثاری از آن در دوره‌ی اسلامی و نیز در این زمان به‌جاست. شانزدهم مهرماه، نام ایزد مهر را بر خود داشته است و چون در این روز، نام روز و نام ماه یکی می‌شده است، مطابق رسم ایرانیان، آن را جشن می‌گرفته‌اند. در عصر ما به دلیل اصلاح گاه‌شماری و احتساب 31 روز برای شش ماهه‌ی نخستین سال، گاه دهم مهرماه را جایگزین شانزدهم مهرماه کرده‌اند، اگرچه به نظر می رسد که این کار دست کم در مورد جشن‌هایی که نام خود را از نام روز و مطابقت آن با ماه گرفته‌اند، جایز نیست. برای نمونه پنجم اسفند روز اسفندگان است به این مناسبت که این روز با نام اسفند در ماه اسفند قرار دارد، اما کسانی آن شش روز گفته‌شده را از آن می‌کاهند و به روز 29 بهمن می‌رسند. ناگفته پیداست که مسمای اسم را به این ترتیب از بین برده‌اند. از چگونگی این جشن در ایران باستان آگاهی بسیار نداریم، همین قدر می‌دانیم که به دلیل اهمیت ایزد مهر که در ایران دست کم عمری چهار هزار ساله دارد، بی‌شک این جشن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. شاید بتوان گفت که ایزد مهر کهن‌ترین و یا از کهن‌ترین ایزدان ایرانی است. به عبارت دیگر پیش از آن که زرتشت آیین بهی را بیاورد و اهورامزدا، ایزد خرد را جاشنین ایزدان ایرانی کند، آیین مهر در اندیشه‌ی ایرانیان ریشه‌ای ژرف دوانده بوده است. از این روست شاید که ایرانیان پس از آن نیز که به آیین زرتشت گرویدند، باز باورهای مهری را از دست ننهادند و شکل‌هایی از آن آیین را همراه نمادهایش در دل آیین زرتشت جای دادند. مهر، ایزد پیمان و راستی و ایزد جنگ و جنگاوری است. بی‌شک از آیین‌هایی که در روز مهرگان برگزار می‌کرده‌اند، آیین قربانی کردن بوده است چه می‌دانیم که در آیین مهری گاوی قربانی می‌شده است . به نظر می‌رسد همان گونه که نمادهای مهر در زندگی روزانه‌ی ایرانیان همه جا هست، همان گونه که نام آن در بخش‌هایی از نام فرزندان ایرانیان به جاست و همان گونه که در اشعار شعرا و نوشته‌های بزرگان ایران از این ایزد و آیین‌های مربوط به او یاد شده است، همان گونه نیزدر میان ایرانیان، مفاهیم معنوی برآمده از کیش مهر به ویژه مسئله‌ی پیمان و ماندن بر سر آن مفاهیمی آشنا و احترام برانگیزاست.

منبع :

انجمن زنان پژوهشگر تاريخ

 http://www.wahr.ir/

 

نگاشته شده در لحظه به يادتان 18:32  نگارنده ارمغان  | 


جمعه 17 مهر1388

مهرگان

مهرگان يا عيد مهر كه در 16 مهر ماه (روز مهر از ماه مهر) واقع مي شد ، عيدي بسيار بزرگ به شمار مي رفت.

چنان كه گفتيم در قديم الايام اين عيد روز اول سال بوده و آثار مبداء سال بودن ، در مراسم اين جشن هنوز باقي مانده است. عيد مهرگان هم مثل عيد نوروز، به ياد حوادثي كه در آغاز آفرينش رخ داده و به ياد وقايعي كه در تاريخ داستاني مذكور است ، وضع شده بود.

در اين روز پادشاهان ايران تاجي بر سر مي نهادند كه صورت آفتاب ميان چرخي گردان بر آن منقوش بود.

هنگام طلوع آفتاب يكي از سپاهيان در حياط قصر سلطنتي ايستاده ، فرياد زد : "اي فرشتگان به عالم فرود آييد و شياطين و بدكاران را بزنيد و از دنيا برانيد!" 1

در روز مهرگان ، خوردن انار و استشمام گلاب را اسباب صيانت از بدبختي مي دانستند. 2

........................................................................... 

1.        اصطلاح پهلوي آن يزدان و يا شايد امهرسپندان بوده.

2.        آثار الباقيه ، ص 23_222 ، ترجمه ، ص 8_207

نگاشته شده در لحظه به يادتان 14:39  نگارنده ارمغان  | 


دوشنبه 13 مهر1388

موسیقی 14 (3)

 جايگاه موسيقي و موسيقي دانان نزد شهرياران ساساني:

  خسرو پرويز:

        بعد از بهرام گور به پادشاهي خسرو پرويز مي رسيم و جايگاه موسيقي و موسيقي دانان را در دوره حكومت او بررسي مي كنيم.

       " خسرو پرويز به گونه ي پر شوري به خنياگري علاقه مند بود و او بود كه از باربد (بزرگترين خنياگر عهد ساساني) حمايت مي كند.۱"

      " در زمان خسرو اول مقام موسيقي دانان به مقام پستي تبديل شد و دوباره در زمان خسرو دوم به مقام بالاتر رفتند.۲"

       در تارنماي افراز آمده است: " خسرو دوم (خسرو پرويز) هنگام افتتاح سد دجله موسيقي دانان را چون ساتراپ ها (استانداران) شركت داده بود.۳"

    فخرالدين اسعد گرگاني در ويس و رامين آورده است كه: " ايام به كام خسرو پرويز بود. تمام وسايل عيش و نوش مهيا. نوازشگران مي نواختند و شاه باده نوشي مي كرد زيرا كه زمانه ي ناپايداري است و بر او اعتمادي نيست زيرا تا مشغول عيش هستي مرگ به سراغت مي آيد و بايد از اين جهان رخت بربندي.

       يكي شب از شب نوروز خوش تر              

       چه شب از روز عيد اندوه كش تر

       ز چنگ ، ابريشم  دستان  نوازان                

       دريده   پرده هاي   عشق    بازان

       سرود  پهلوي  در  ناله ي  چنگ                

       فكنده  سوز  آتش  در  دل   سنگ

       غزل   برداشته   رامشگر    رود               

       كه بدرود اي نشاط و عيش ، بدرود۴

     چون خسرو پرويز از مرگ بهرام چوبين آگاهي مي يابد ناراحت مي شود. بزرگان مملكت نيز مي گريند و بعد از سه روز باز ايامي را با شنيدن نواي دلكش سرودهاي باربد به شادكامي مي سپرد.

         سه روز  انده  خورد  بهر  بهرام                

         نه با تخت آشنا مي شد نه  با  جام

         طلب  فرمود   كردن   باربد   را                

         وزو درمان طلب شد درد خود  را

         در آمد  باربد  چون  بلبلي  مست                

        گرفته بربطي۵ چون آب در دست

         ز صد دستان۶كه او را بود در ساز             

         گزيده كرد (سي لحن۷) خوش آواز۸

       در ابتداي نگاشته ام در موضوع خسرو پرويز آوردم كه او پادشاهي بود كه بسيار به موسيقي علاقه مند بود.

————————————————

1.        www.4mezrab.blogfa.com

2.        استاد نفيسي ، سعيد/ تاريخ تمدن ايران ساساني / ص 25-۲۶

3.        www.affraz.blogfa.com

۴.        گرگاني ، فخرالدين اسعد / حسن ياسيني / (دو عاشقانه) گزيده ويس و رامين – خسرو و شيرين / 1382 / چاپ الو / تهران / ص 110

۵.        بربط : نام سازي – عود – باربد عودي بسيار عالي و خوب و ساز ( كوك) در دست داشت .

۶.        دستان : سرود ، آهنگ  لحن .

۷.        باربد سي لحن از دستگاههاي موسيقي مثل ( گنج بادآورد ، گنج گاو ، گنج سوخته ، تخت طاقديسي ، ناقوسي ، اورنگي ، مشك دانه ... ) مي خواند.

۸.        گرگاني ، فخرالدين اسعد / حسن ياسيني / (دو عاشقانه) گزيده ويس و رامين – خسرو و شيرين / ص 120-121

نگاشته شده در لحظه به يادتان 22:55  نگارنده ارمغان  | 


جمعه 10 مهر1388

موسیقی 14 (2)

 جايگاه موسيقي و موسيقي دانان نزد شهرياران ساساني:

 بهرام گور:

    پس از اردشير بابكان بهرام گور بود كه موجب ترويج و رونق موسيقي آن دوران شد چرا كه او بسيار ذوق هنري و ادبي داشت اما بهرام برخلاف پادشاهان پيشين خود دست به اقداماتي زد كه باعث تغيير اين جايگاه ها نزد عوام وخواص شد.

بدين گونه كه: " پادشاهان ايران قوانين اردشير را گرامي مي داشتند از آن جمله اين بود كه رسم ايرانيان بر اين نبود كه ساز ني كه بهتر و مهتر بود با آواز خنياگري كهتر و كمتر به رامش بپردازد تا آن جا كه اگر پادشاه نيز بر اين فرمان بود رامشگر را روا بود كه قانون و آيين را بر او ياد كند و آن امر را بر وي گيرد اما زماني كه نوبت به بهرام رسيد او به حفظ مراتب شاهزادگان و كاهبدان و بزرگان هيربد اكتفا كرده ، نديمان و رامشگران را به يك جا نمود و هر كس را كه مايه ي خوشنودي خود ديد برتر نشانيد تا آن جا كه پست ترين مطربي را به والاتر رتبه رسانيد و آن كس را كه نخستين پايه بود فروتر برد و بدين پايه قانوني را كه اردشير بنا كرده بود دگرگون ساخت و از اين روي در طبقات نديمان و رامشگران اختلالي روي داد و هرج و مرجي پيش آمد و اين تباهي همچنان مي بود تا آنكه خسرو انوشيروان ديگر باره آيين اردشير را ساز و استوار كرد.۱"

بهرام معتقد است: " احوال جهان خوب و خوش است در صورتي كه مردمان در كنار رامشگران و خنياگران روزگار سپري كنند. او از پادشاه هند گوسان درخواست نمود كه حدود 12000 مطرب زن و مرد به ايران آورد. در مجمع التواريخ به نحوي از اين اقدام بهرام مطلب آورده است در آن جا كه لوريان همه به جايند از نژاد همان خنياگران هندي اند.۲"  

 منابع گوناگون راجع به اقدامات بهرام گور چندان اتفاق نظر ندارند. چنانكه: ابو منصور ثعالبي مي گويد: " بهرام 400 تن نوازنده از هندوستان به ايران آورد و اين هنرمندان را بر ساير طبقات مقدم شمرد.۳"

   و نيز ابولفرج اصفهاني در كتاب معروف خود (اذعاني) ضمن حكايتي متذكر گرديده كه: " بهرام 12000 لولي و رامشگر (زت) از هندوستان به ايران آورد و در تمام نواحي پراكنده كرد اين خوانندگان و نوازندگان را در هند زت مي ناميدند و در ايران لولي ، لوري ، سوري (كاولي ، بابلي) يا كولي معروف شده اند. اين لوليان در هر كوي و برزن و شهر و قريه و قصبه اي براي مردم خوانندگي مي كردند.۴"

" حركات موزون نزد انسان ها نوعي تفكر و بيان احساس بوده كه در مراحل مختلف زندگي چون جشن ها خرمن برداري ، شكار، جنگ ، شفاي بيماران و دفع ارواح خبيثه و ... نمود پيدا مي كرده است.۵"

چنانچه در تارنماي افراز آمده است: " ذوق ادبي و موسيقي بهرام گور(ورهرام) بسيار معروف است. او كه پانزدهمين  پادشاه ساساني است پيش از سلطنت يعني در دوران وليعهدي در حيره نزد نعمان لخمي از ملوك حيره به سر مي برد به دوشيزه اي خنياگر به نام آزاده دل بست. آوازه ي اين مهر به حدي بود كه نگارگران و هنرمندان آثار خود را به اين مطلب مزين مي كردند. بهرام گور از شنكل shankal فرمانرواي هند خواست كه 12000 هنرمند به ايران فرستد. نام اين هنرمندان به اختلاف لوري ، زوط ، جاتي ذكر شده كه بعدها به لولي يا لوطي تبديل شد كه حتي در شعر حافظ شيرازي نيز راه يافتند.۶"

اين 4 نظر را به پيوست يكديگر آوردم تا تفاوت نظريات آن چنان كه هست آشكار گردد.

————————————————————

1.        مشحون ، حسن / تاريخ موسيقي ايران / جلد يك /ص 50  

2.     www.myocument.ir

3.        مشحون ، حسن / تاريخ موسيقي ايران / جلد يك /ص 55 و 56

4.        همان

۵.       . ايازي ، سوري -  گزواني ، هنگامه – الهه عسگري ، مرضيه /  نگرشي بر پيشينه موسيقي در ايران به روايت آثار پيش از اسلام/ ص ۶

۶.      www.affraz.blogfa.com

 

نگاشته شده در لحظه به يادتان 15:47  نگارنده ارمغان  | 


جمعه 3 مهر1388

منتظرم

 

" انتظار ملس ترين طعم زندگيه ، هم تلخه هم شيرين "

 

۲/۷/۸۸

ارمغان

نگاشته شده در لحظه به يادتان 22:58  نگارنده ارمغان  | 


دوشنبه 16 شهریور1388

موسیقی 14 (1)

 جايگاه موسيقي و موسيقي دانان نزد شهرياران ساساني:

      اردشير بابكان:

        " ابن خلدون پيرامون اهميت دادن سلسله هاي تاريخي ايران به موسيقي مي نويسد: " موسيقي نزد ايرانيان پيش از اسلام مطلوب و محبوب بود و رواج بسيار داشت. پادشاهان توجه و علاقه ي زيادي به اهل موسيقي مبذول مي نمودند و خنياگران و موسيقي دانان را در دربار سلاطين ايران منزلت و مقامي بس ارجمند بوده است.۱"

      " رواج موسيقي در عصر ساساني با اردشير بابكان تداعي مي شود. تعيين نظام طبقاتي مردم و موسيقي دان ها ابتكار او بود.۲"

     " هنر موسيقي كه از زمان اردشير بابكان مورد توجه و حمايت  قرار گرفته بود ، در زمان بهرام گور (بهرام پنجم ) و خسرو پرويز رو به پيشرفت و ترقي نهاد."

    " اردشير بابكان سر سلسله ي پادشاهان ساساني براي موسيقي و موسيقي دانان مقام خاص قائل بود چنانكه وزيري خاص براي موسيقي تعيين كرد و شخصي را نيز با عنوان (خرم باشي) براي پرده برداري عيش و عشرت معين نمود. نوازندگان و خوانندگان پشت پرده مي نشستند و به اشاره ي خرم باشي شروع به زدن ساز و خواندن آواز مي كردند. اردشير براي نديمان و درباريان خود درجات و مراتبي تعيين كرد و آن ها را به 3 طبقه تقسيم نمود كه از آن جمله رامشگران بوده اند و هر طبقه در حضور او جاي معيني داشتند. اردشير رامشگران و خنياگران و دانشمندان به علم موسيقي و نديمان درباري را نيز طبق اين طبقات 3گانه تقسيم كرده بود. يك گروه از ايشان را كه از موسيقي دان هاي درجه اول بودند با شاهزادگان چونان دو خط مساوي برابر قرار داد و با نخستين طبقه ي درباريان نشانيد. گروهي ديگر از نوازندگان دربار را با طبقه ي دوم برابر كرد و در طبقه ي سوم كه ظرفا و بذله گويان درباري بودند آن دسته از رامشگران را قرار داد كه چنگ مي زدند و طنبور مي نواختند.

در كتاب تاريخ تمدن ساساني نيز آمده است: " اردشير اول موسيقي دانان را در درجات متوسط قرار داد و سپس بهرام گور مقام آنان را بالاتر برد و حتي در زمان او موسيقي دانان از هند به ايران آمدند كه در اين جا آنان را لوليان ناميدند و موسيقي هندي در ايران راه يافت. ظن غالب بر آن است كه در آن زمان موسيقي يوناني در ايران رواج داشته و در اين زمان موسيقي يوناني و هندي را با هم تركيب كرده اند و موسيقي هم چنانكه متداول است به عمل آمده است.۳"

 —————————————————————

1. مظفري ، سعيد / www.sarayefarhang.ir

2. سپهر / www.sepehrmag.ir     

3. استاد نفيسي ، سعيد / تاريخ تمدن ايران ساساني / 1383/ چاپ اول/ تهران      

  

نگاشته شده در لحظه به يادتان 17:47  نگارنده ارمغان  | 


سه شنبه 3 شهریور1388

من (عاشق ) مرواریدم

تشکيل مرواريد داخل صدف مرواريد به خاطر وجود مواد خارجي داخل بدن صدف است. حلزون داخل صدف براي محافظت از خود در مقابل مواد خارجي، روي آن را با لايه هايي از مرواريد مي پوشاند. سال ها طول مي کشد تا حلزون بتواند مرواريدي با اندازه اي قابل توجه بسازد. بهترين نوع مرواريد آن است که هيچ ماده ي خارجي در هسته ي خود نداشته باشد. مروارید از 8 منبع به دست مي آيد: مرواريد آسمان، مرواريد کبري، مرواريد بامبو، مرواريد گراز، مرواريد فيلي، مرواريد حلزوني، مرواريد ماهي، و مرواريد صدف
ويژگي هاي اين جواهر:

سياره: ماه
رنگ کيهاني: نارنجي
برج: سرطان (تير)
عنصر: آب
زمان: شب
روز: دوشنبه
فلز: نقره

اگر صحيح استفاده شود...:

احساسات قابل کنترل
فراواني، ثروت، طالع خوب، شهرت
حافظه ي خوب
زندگي احساسي متوازن

اين جواهر از ابتلا به بيماري هاي زير جلوگيري مي کند:

مشکلات گلو، آسم، برونشيت، واريس، ضعف اعصاب، سرطان، تيفوئيد
بيماري هاي چشمي، ديوانگي و جنون، فلج، تشنج،سرماخوردگي، سرفه
درد قولنج، اختلالات روده.

سنگ مورد علاقه من

نگاشته شده در لحظه به يادتان 21:51  نگارنده ارمغان  | 


اهورا مزدا ما را بپايد


به نام اهورا مزدا

× نام :
ارمغان السادات اصلحي
×روز میلاد :
11/3/...
× ساكن :
اصفهان
× دانشگاه :
نجف آباد
× رشته تحصيلي :
تاريخ
×تارنماي مشترك من و ...
http://www.mihan.bdl.ir/





 

پل قلب من و شما

نگاشته هاي پيشين من

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

ياران جاويد من

اهداي عضو اهداي زندگي
ايران مرز پر گهر
بلاگفا
ميهن بلاگ
پرشين گيگ
مانيذ
آزاديستان
گذر زندگي
تخت جمشيد
واكسي
آثار ماندگار
مزدشت
هخامنش
دختر ايراني
آواژيك
دوباره مي سازمت وطن
تمدن ايران و كورش بزرگ
ايران سرزمين من
نمي تونم بگم بايد ببيني
3 ***
عشق 2008
ايران زمين
مجنون از ياد رفته
روزی که هرگز نمی آید
خوشنوتره اهور مزدا
پادشاه ابدي
تاريخ ايران
بانوي فرورديني
پارسه سرزمين مادري
سرزمين آريايي
آئين هاي بر باد رفته
ديوانه بازي
سربازان كورش بزرگ
يكدي
تو را من چشم در راهم
پيشاهنگ زمين
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم ...

هنر طرح قالب از

www.TakTemp.Com